سیاسیون خاک ایران یکسر از دکتر پر است هرکه دکتر نیست نانش آجر است ملک ایران سرزمین دکتران اینقدر دکتر نباشد در جهان شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر عابران هر خیابان دکترند هم وزیران هم مدیران دکترند بیشتر از نصف ایران دکترند هرکه پُستی دارد اینجا دکتر است دیپلم ردیست، اما دکتر است هرکه شد محبوب از ما بهتران هرکه شد منصوب بالا دکتر است هرکه رد شد از در دانشکده یا گرفته دکتری، یا دکتر است شاعر تیتراژهامان دکتر است مجری اخبار سیما دکتر است آنکه مثل آفتاب نیمهشب سر زد از صندوق آرا دکتر است شاد باش ای دکتر آرای ما دکترای جمله دانشهای ما در جهانی که پر است از نابغه دکتری چندان ندارد سابقه بیسبب افسردهای، غم میخوری سرزمین ماست مهد دکتری خطمان وقتی شبیه میخ بود ایبسا دکتر در آن تاریخ بود اینهمه آدم که در عالم نبود آدمی کم بود و دکتر کم نبود گرچه باشد قصهها پشت سرش دکتری دارند مُلّا و خَرَش شاعران از رودکی تا عنصری بیگمان دارند هریک دکتری عشق با دکتر نظامی قصهگو عشق با دکتر سنایی رازجو عارف شوریده دکتر مولوی نام پایاننامه او مثنوی حافظ و سعدی و خواجو دکترند سروقدان لب جو دکترند وحشی و اهلی و غیره دکترند تاجر و دهقان و کاسب دکترند عالمان را خود حدیثی دیگر است حجتالاسلامِ دکتر بهتر است بحثهای جعل مدرک نانبُریست بهترین سرگرمی ما دکتریست عدهای مشغول دکترسازیاند عده ای مشغول دکتر بازی اند ![]() السلام علیکم المُرسی حال و احوال ما نمیپرسی؟ *** ما که مهرت به جان و تن دارم زین جهت با شما سخن دارم *** حالِ این گفتگو چه بهتر بود راه دیدار اگر میسر بود *** جانتان بیبلا و پاتک باد(۱) انتخاباتتان مبارک باد! *** اینک اما دگر مبارک نیست وقت إنقُلتُ و کیف حالک نیست!(۲) *** کیفتان کوک و باغتان آباد مردمان دیارتان دلشاد *** بین این جشن شادِ پیروزی حاصل ملت تو بهروزی *** خنده بر لب زدی و کیفوری بعد از اینک، رییسِ جمهوری! *** بعد کلی بلندی و پستی وارث انقلابتان هستی *** تا نسوزد دوباره فرصتها یادتان باشد آن مرارتها *** در نیفتی به خواب خرگوشی دستتان باشد آخر این گوشی *** بیخ گوشت که آل صهیون است عالمی دل ز دستشان خون است *** پس مبادا که خامشان گردی این نباشد که رامشان گردی *** آن طرفتر که شهر شامات است(۳) داخلش پر ز اتفاقات است *** پول ابنالسعودیان آنجا فتنهها کرده آشیان آنجا *** جنگ حق است و جبهه باطل باخرد باش و اندکی عاقل *** پس مبادا به دامشان افتی در یدِ فتنههایشان افتی *** نازنینا کنون دگر هُشدار نکتهبین باش و اندکی هُشیار *** الغرض کرسی ریاست را جای هُشیاری و سیاست را *** با دو دستت بچسب و محکمتر باخدا باش و.. *** والسلامعلیکم المُرسی ناز شصت شما همان کرسی! شعر از: علی میرزائی ![]() پنج شنبه 22 تير 1391برچسب:شعر,شعر سیاسی,مرسی,محمد مرسی,مصر,بیداری,بیداری اسلامی, :: 18:26
سامان ساعدی قاصد آمد که شخص مسوولی طبق نقل و کلام منقولی *** از تریبون یکی سخن گفتی از فلانی و انجمن گفتی *** قاصد این را ز روبرو گفتی! هر چه را دیده موبهمو میگفت *** ابتدا سرفههای ریزی کرد زیر لب آه تند و تیزی کرد *** جرعه آبی چو بر دهان آورد سخن اینگونه بر زبان آورد: *** من شنیدم فلان برادر گفت با صدای کمی رساتر گفت *** هم تورم و هم گرانی هست نرخ این هر دو، تند و آنی هست! *** عاقبت آن جناب مسوولی کاملاً نرم و خوب و معمولی *** نعره زد، گوش ملتی کر شد اندکی نه، بسی مکدر شد *** شاکی از دست آن فلانی شد منکر هر مدل گرانی شد *** مدعی شد که وضعمان عالیست زیر پاهایمان پر از قالیست *** غیر ارزن و دانۀ کفتر نرخ چیزی نرفته بالاتر *** رشد قیمت سریع و آنی، نیست توی این مملکت گرانی، نیست *** خنده بر لب چو میروی بازار کی تورم دهد تو را آزار؟ *** هرکجا هرطرف که بنشینی جنس چینی دگر نمیبینی *** از همین رو کرایهها کم شد جای مستأجران چه محکم شد *** مالکان جمله آنچنان سیرند پول پیش از کسی نمیگیرند *** قاصد این گفت و رفت و راهی شد خیره از من به وی نگاهی شد *** بنده ماندم چه برزبان آرم در مقابل چه بر دهان آرم *** از همینرو برای لاپوشی رفتهام توی جلد خاموشی! ![]() تفاوت میان پولها پول، حلال مشکلات است اگر اسکناس باشد، باعث بروز مشکل میشود اگر حاصل اختلاس باشد!(حرف دل متهم اختلاس میلیاردی در دادگاه) *** توصیه یک مفسد اقتصادی اختلاس واژه بدی نیست! البته تا زمانی که ماجرایش لو نرفته و برنامههایش بین خودمان مانده باشد! (از سخنان یک مفسد اقتصادی در حال ترغیب دیگران به اختلاس) *** ایران مال بابامه اختلاس شغل شریفی است که قوه قضائیه آن را به رسمیت نشناخته و دادگاه بیخودی چوب میکند توی آستین کسی که از این کارا بکنه! خواستم بگم اینه اوضاع حقوق بشر تو ایران!(شبکه ماهوارهای “ایران مال بابامه”) *** ساخت کلمات تازه بعد از موضوع اختلاس اختلاس: هدایت پول بانکها به جیب بعضیها / مُتِخلِس: کسی که اختلاس کرده و الان خارج از کشور دارد کیف میکند / خُلاسه: آنچه از حاصل دسترنج مُتِخلِس است. مَخلَس: جایی که برای اختلاس کردن مناسب است / مُخلِس: کسی که خوب بلد است اختلاس کند / تَخَلُّس: اختلاس کردن به میزان خیلی زیاد، تا حدی که گند کار در بیاید و لو برود! *** بانک……. لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان اختلاس کند (دیوار نوشت شعبه بانک بووووق) *** مفسدان اقتصادی هم دل دارند این قدر به بودنت احتیاج دارم که حتی حاضرم بخاطرت دست به اختلاس بزنم تا بیارمت پیش خودم(عاشقانههای یک مفسد اقتصادی خطاب به اسکناس) *** جوانان عزیز توجه کنید جوانانی که قصد دارند در آینده شغل شریف اختلاسگر را برگزیده و آینده مالی خود را تأمین نمایند، بهخاطر داشته باشند که با این کار ممکن است فقط آب خنک مصرفی را در طول تحمل دوران حبس ابد تأمین کرده و بقیه مایحتاجشان بماند روی زمین! (وصیت یکی از مفسدان اقتصادی) ![]() در شوق بهار دگر بار خواهم خندید در سبزوار عشق دگر بار خواهم خندید در جوار عاشقی دگر بار نتوان گریست که خواهند گفت بخند در جوار ماه مهتابم دگر بار خواهم گریست که بگذار بگویند مردانه نیست در این وادی کسی عاشق نیست همه مجنوند و ما عاشقیم ای مجنون بدان عاشقان دیوانگان مستان مجنونان و شمایی که در وادی ما نیستید معشوق ما در انتظار یار است بیایید معشوق ما دگر بهار را خواهد دید بیایید .......................................... ![]() درباره وبلاگ سیاستی بی دروغ و فرهنگی شفاف آخرین مطالب آرشيو وبلاگ ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
|||
![]() |